العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

59

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و احوال قائم عليه السّلام كه مفضل گويد : گفتم : اى آقايم با كه گويد : فرمود : با فرشته‌ها و پريان مؤمن - و حديث را كشيده تا گفته - مفضل گفت : اى آقايم ، فرشته و جن بمردم آشكار شوند ؟ فرمود : آرى به خدا اى مفضل چنانچه مرد با اطرافيان و خاندانش گفتگو كند با آنها سخن كنند . گفتم : اى آقايم : و ميروند با او ؟ فرمود : آرى به خدا اى مفضّل ، و البته فرو آيند در زمين هجرت ميان كوفه و نجف و 46 هزار فرشته و 6 هزار پرى ياور دارد 313 افسر مرد - الحديث . 31 - در احتجاج - 185 : از هشام بن حكم در پرسشهاى زنديق از امام ششم كه : از كجا كهانت مىشود و از كجا مردم پيشگوئى كنند ؟ فرمود : كهانت در جاهليت بود و در فترت پيغمبران ، كاهن بجاى قاضى بود و هر چه بر مردم اشتباه ميشد بوى مراجعه ميكردند و او براشان پيشگوئى ميكرد از چند راه : چون فراست در ديد ، هوش در دل ، وسوسه خاطر ، زيركى روح ، و يا آنچه در دلش افكنده ميشد زيرا آنچه در زمين پديد شود از حوادث آشكار شيطان ميداند و بكاهن مىرساند و از آنچه در منازل و اطراف واقع شود به او گزارش دهد . و اما اخبار آسمانى را شياطين در آن روزگار استراق سمع ميكردند و پرده نبود و با ستاره‌ها تيرباران نميشدند ، و همانا از استراق سمع باز داشته شدند تا در زمين وسيله‌اى مانند وحى نباشد و اشتباه بر مردم زمين فراهم نگردد در آنچه از طرف خدا آيد براى اثبات حجت و نفى شبهه ، و شيطان يك كلمه از خبر آسمانى را مى دزديد در باره آنچه خدا در خلقش پديد آرد و آن را ميگرفت و به زمين فرو مىآورد و بدل كاهن ميافكند ، و او هم سخنانى به آن ميافزود و حق را با ناحق مىآميخت ، و هر پيشگوئى كاهن كه درست بود آن بود كه شيطان شنيده بود و به او رسانده بود ، و آنچه خطا بود خودش افزوده بود ، و از آن روز كه شياطين از گوش‌گيرى غدقن شدند كهانت بر افتاد .